تولد در كهريزك

ديروز تولد يكي از دوستان ام.اسي مقيم كهريزك بود .بيشتر دوستان دعوت بودن ولي بدليل دوري راه نتونستن بيان ولي به هر حال ديدارها تازه شد.بعضيهامون چند سالي بود كه همديسگه رو نديده بوديم وتولد ايشون بهونه اي شد تا باز دور هم جمع شويم. ۷ نفر از بيرون رفته بوديم  و بقيه دوستان از ساكنين كهريزك بودن .حدود ۳ ساعت دور هم بوديم.خيلي خوش گذشت .

براي دكتر عزيزمون آرزوي سلامتي و طول عمر دارم

عکس بچگیم

وقتی به وبلاگ مانی سرزدم عکسی رو در همین سبکی که می بینید در وبلاگش دیدم ( احتمالا عکس بچگیهاشونه)

یادم افتاد که منم همچین عکسی از بچگیم دارم و رفتم پیداش کردم و اینجا گذاشتم.

من چون یادم نیست پس نمی گم ولی اونهایی که بچگیم رو دیدن میگن بچه دوست داشتنی بودم

از بچگیم چیز زیادی یادم نیست چون معمولا ساکت و آروم بودم

 

اين جمعه

جمعه تولد يكي از دوستان ام.اسي در كهريزكه.قراره جمع شيم و جمعه حدود ساعت ۳:۳۰ الي ۴ بريم. نمي دونستيم چي كادو بگيريم كه به دردش بخوره .زنگ زدم به خانمش اون هم گفت كه همين مشكل(تهيه كادو)رو داره .حالا بازم نمي دونم چه كنم

اینم از امروز

بازم بانو مرضقالب عوض کردن گرفته

نمی دونم چه کنم انگار هیچ قالبی راضیم نمی کنه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز که رفتم کلاس نقاشی دیدم استاد سرما خورده

(دکتر دندانپزشکش که سرما خورده بوده بهداشت رو رعایت نکرده بود)

یکدفعه خیلی دلو براش سوخت .تو سن بالا -تک و تنها در حال مریضی بدون هیچ کس خیلی سخته.کسی نیست یه لیوان چای براش بگذاره

مرد خوبیه.خدا کمکش کنه.امیدوارم همیشه سلامت باشه

مشکل معلوم شد

امروز که رفتم سر کار موضوع درد پام رو گفتم.فیزیوتراپ گفت بخواب ماینه کنم و معلوم شد سمت راست کمرم (یعنی سمت مخالف پایی که درد می کرد)گرفتگی داره و برام دستگاه گذاشتن.هرچند فکر می کنم این کار چند روز باید ادامه داشته باشه 

پا درد

از روز ۳شنبه پای چپم درد میکرد.۴شنبه شب که بتا فرون تزریق کردم مسکن هم نخورده بودم آقا فقط کم مونده بود از درد پام نعره بزنماونقدر زاویه خوابم رو عوض کردم تا بلکه آروم بشه ولی نشد

تو تاریکی کیفم رو برداشتم و رفتم در آشپزخونه استامینوفن خوردم .ساعت ۵ صبح بود و تا ۷ تونستم بخوابم.صبح رفتم کلاس نقاشی .وقتی استاد از دندون دردش گفت من هم پادردم رو گفتم .بنده خدا نگران شد و گفت اصلا خودت رو خسته نکن  و خودش نشست بیشتر کار نقاشیم رو انجام داد

امروز صبح زود دیدم دوباره شروع شد حالا شنبه که میرم سر کار به فیزیو تراپمون میگم اگر خوب نشد میرم پیش دکترم(بهونه خوبیه)

                                       

شیوه فنگ شویی

نمی دونم از روش فنگ شویی چیزی می دونید یا نه!

یعنی هنر ایجاد تعادل و هما هنگی در جریانطبیعی انرژیهای پیرامون.یعنی هر آت و آشغال اضافی که تو وسایلهامون داریم دور بریزیم تا انرژیها راحت در زندگیمون حرکت داشته باشن .کتابی که در این زمینه خوندم هست:طراهی نظم به شیوه فنگ شویی  نوشته کارن کینگستون -ترجمه گیتی خوش دل- نشر پیکان .من از انتشارات جیحون به قیمت ۲۴۰۰ تومن گرفتم 

البته در این زمینه فقط می تونم در مورد کمد  وکشوی خودم اقدام کنمولی وقتی آدم دستش راه می افته دلش می خواد هر چیز بی استفاده ای رو دور بریزه که با برخورد جدی خانواده روبرو میشمامروز کلی عکس بیخودی پاره کردم و ریختم بیرون