داود رفت
فیزیوتراپ با صدایی گرفته گفت داود-داود رفت.![]()
فهمیدم که تمام کرده
.داود از بیماران ام.اسی بود که از همان اول بیماریم می شناختمش.فوق العاده شوخ طبع و خنده رو بود.روز به روز ضعیف و ضعیفتر می شد .سیستم ایمنی بدنش خیلی پایین بود و زود عفونت وارد بدنش می شد.دست به شوهر دادنش خوب بود .اگر کسی رو مجرد پیدا می کرد تمام سعی خودش رو می کرد تا کسی رو براش پیدا کنه.(۲ مورد رو به هم رسوند)
تکیه کلامش هم آبجی بود یعنی بیشتر با آبجیها در ارتباط بود.روزهای فرد میومد پیشمون.امروز به بچه ها گفتم داود امروز تو او دنیا آبجی پریها رو شوهر می ده.![]()
بعضی ها ناراحت بودن که سه شنبه گذشته که اومده بود چقدر سر به سرش گذاشتیم.
من هم گفتم تقصیر خودشه.ما بچه های آرومی بودیم. شوخی رو خودش یادمون داد.
داود رفت ولی دختر ناز ۹ ساله اون مونده که خیلی به خودش شباهت داره.
از خدا می خوام تا به دنیای کوچیک ما قدرت دوری بابا رو بده و همیشه لبش رو خندون نگه داره و تنش رو سلامت![]()
![]()
پیوست:علت فوتش ایست قلبی اعلام شد.