با سلام خدمت همگی

می بخشید که مدتی نبودم.حالم خوبه و جای نگرانی نیست .زندگیه دیگه درگیریهای خودش رو داره

این رو براتون بگم.

یه نفر هست که میاد فیزیوترای و از بوی عرقش صدای همه در اومده .کسی هم روش نمی شه  به خودش حرفی بزنه.

آقایی هم  هست  که عصرها میاد .برگشت و از من خواست تا کیفش رو که کمی دورتر گذاشته بود بهش بدم.گفت این گرما آبروی آدم رو می بره.متوجه منظورش نشدمتا اینکه دیدم از کیفش یه شیشه مام در آورد و گفت شاید من زیادی حساسم.

گفتم اگر این حساسیته کاش همه حساس بودن