یکی از بیمارای ام.اس ۳-۴ جلسه هست که میاد فیزیوتراپی.ویلچریه و کمی شرایطش سختسخت هم صحبت میکنه.امروز صدام کرد و با صدایی که به سختی شنیده می شد گفت:بانو خانم من رو یادتون میاد؟

گفتم این چند جلسه که اومدید دیدمتون قبلا هم دوستمون دکتر علی و خانمش ازتون صحبت کرده بودن .در همین حد.

گفت یادتونه با من دعوا کردید؟

با تعجب گفتم:نه .حتما اشتباه می کنید.من؟؟؟؟ دعوا؟؟؟؟؟با فرد گلی مثل شما؟؟؟؟

گفت:بله شما .منو خوب دعوا کردید .

دیگه داشتم سکته می کردم تا اینکه توضیح داد.

از گروهی که بچه های ام.اسی تو اینترنت دارن.

(از زبشانایمیلی زده بودم و گفته بودم:من .... هستم.اسیر تخت

من هم در جوابش خیلی تند (نه که بی ادبانه)

میگه خیلی به موقع بود.دقیقا موقعی بود که ازلحاظ روحی به هم ریخته بود و میگه ضربه به جایی بود و باعث شد به خودم بیام و شروع کردم به نوشتن کتاب

ظاهرا شکایتم رو به نسیم عزیز هم کرده بوده

خیلی از تند گفتن اون موقع ازش عذر خواهی کردم ولی ظاهرا از دستم ناراحت نبود.بازهم نمی دونم

خدا کنه واقعا از دستم دلخور نباشه

باز هم می بینمش و ازش دلجویی میکنم